نوشته شده توسط احسان ولی پور در
پنجشنبه هفتم مهر 1384 و ساعت 15:11
لینک
با سلام این جانب احسان ولی پور وب سایت خود را افزایش داده و عکسهای بسیار زیبا برای وبلاگهای خود وهم کامپیوتر های خود قرار دادم حتما از این سایتها دیدن کنید برای دیدن سایت کافیه روی کلیک کنید از وبلاگای دیگه منم حتما دیدن کنید عکس گرافیکی
نوشته شده توسط احسان ولی پور در
یکشنبه سوم مهر 1384 و ساعت 18:40
لینک
جکهای خودرا برای ما بفرستید
جک و مطالب خنده دار
قزوينيه ميميره, به علت عظمت معامله، هركار ميكردن نميتونستن تو قبر جاش بدن. دَست آخر معامله آقارو ميبرن و ميکنن تو مقعدش و بعد هم خاکش ميکنن. چند وقت بعد زنش مياد پاي قبرش ميگه: مَرد
يادته ميگفتم کلفته؟! حالا بـِکـِش!!!
يك بابايي ميره پيش ملاي شهر، ازش ميپرسه: حاجآقا، اگه كسي از اذان صبح تا اذان ظهر بادي ازش خارج نشه، وضوش باطل نميشه؟ جناب ملا ميپرسه: شما مطمئن هستي؟ يارو ميگه: بعله حاجآقا. حاجآقا هم ميگه: بعله وضوش صحيحه، ميتونه نماز ظهر رو بخونه. دوباره يارو گير ميده كه: حالا اگه تا نماز بعد هم بادي خارج نشه، چطور؟ حاجآقا كف ميكنه، ميگه: شما كاملاٌ مطمئني؟ يار ميگه: مطمئنم حاج آقا. ايشون هم ميگه: بعله، ميتونه نماز بعدي رو هم بخونه. خلاصه يارو همينجور ميره جلو تا ميرسه به نماز عشاء. يهو حاج آقا داد ميزنه: شيرحسن اون درو ببند، كوني كه از صبح تا شب بادي ازش خارج نشه گاييدن داره!!!
تو پليس راه اتوبان قزوين يك كاميون رو نگه ميدارن، ميبينن شيشة سمت شاگرد بازه يك كون هم ازش بيرونه!! خلاصه ميرن جلو به راننده ميتوپن كه: مرتيكه فلان فلان شده، اين چه وضع افتضاحيه؟!! قزوينيه با تعجب ميگه: كدام وضع بالام جان؟! مامورا شاكي ميشن، ميگن: خودتو به نفهمي نزن!! اين چيه از شيشه اومده بيرون؟!! قزوينيه ميگه: شما هم منو ترسوندين! بالام جان اين كان بچهست، گذاشتم تو راه تگري شه برم قزوين بزنم!!!
يارو جندهه (يحتمل از كثرت مشتري!) اوضاع درِ جلوش حسابي خراب شده بوده و مشتريا ديگه هچ تريپ حال نميكردن و همه فقط ميدادن ساك بزنه. خلاصه اين جريان اونقدر ادامه پيدا ميكنه تا گلوي دختره هم ناراحت ميشه و مجبور ميشه بره دكتر. تو مطب به دكتره ميگه: دكتر جون، سينوسام مشكل پيدا كردن. دكتره دختره رو يك معاينه كلي ميكنه، بعد ميگه: خانم سينوسهاي شما كاملاٌ سالمن، مشكل شما از كسينوستونه
نوشته شده توسط احسان ولی پور در
پنجشنبه سی و یکم شهریور 1384 و ساعت 0:23
لینک
تركه رو به جرم زِنا گرفته بودن، تو كلانتري سرهنگه بهش ميگه: خوب مرتيكه، مو به مو تعريف كن چه غلطي كردي! تركه ميگه: والله اول پستوناشو مالوندم... سرهنگه يكي محكم ميگذاره زير گوشش، ميگه: خفه شو الدنگ! اينجا كلانتريه، بگو سينه! تركه يكم من و من ميكنه، بعد ميگه: ...شرمنده...بعد كردم تو كونش! ...تــق!! سرهنگه يكي ديگه ميخوابونه زير گوشش، ميگه: مرتيكه مگه نميفهمي؟! بهت ميگم اينجا كلانتريه... بگو باسن! تركه يكم جاي چَكها رو ميماله، ميگه: چشم جناب سرهنگ... بعد... بعد... سرهنگه شاكي ميشه، ميگه: دِ بنال ديگه! تركه باز يكم من و من ميكنه، بعد آروم ميپرسه: ببخشيد جناب سرهنگ، كس به كلانتري چي ميشه؟!!!
تركه رفته بوده داروخونه نوار بهداشتي بخره، اونجا ميبينه ******************** تركه هم مياد يكم كلاس بگذاره، ميگه: ببخشيد، بيزحمت يك بسته سيدي بهداشتي بدين!!! . يه روز به رشتيه ميگن بيا بريم خونتون, زنت با كسيه
ميگن: ديونه ما ميگيم زنت با كسيه , اون وقت تو ميخندي؟
ميگن: حتما ديوونه شده , دوباره ميگيرنش بالا
مياد غش غش ميخنده ميگن: مرد حسابي يعني چي؟
ميگه: آخه تا حالا اكبر اقا را كون لخت نديده بودم
. يه دختر و پسره عروسي ميكنن شب اول ميرن تو اتاق
فرداش ميشه در نميان
پس فردا ميشه در نميان
پسون فردا ميشه در نميان
خلاصه بعد از 3 روز ميان بيرون
همه ميگن بابا چي كار ميكردين؟
پسره ميگه: بابا پرده نبود كه برزنت بود
دختره ميگه: آخه تو اجازه ندادي من شلوار لي ام را در بيارم !!!
نوشته شده توسط احسان ولی پور در
پنجشنبه سی و یکم شهریور 1384 و ساعت 0:21
لینک
من از اول مهر دیر به دیر آپ می کنم
به این میگن حشره مودرن...
نوشته شده توسط احسان ولی پور در
پنجشنبه سی و یکم شهریور 1384 و ساعت 0:18
لینک
نظر ندی دیگه آپ نمی کنم
دوست تركه بهش ميگه سي دي كه بهم دادي خش داره؟ ميگه: آخه آهنگاي قشنگ اش رو علامت زدم
پسر : عزيزم يه بوس از اون لبات بده كه با گرماش سيگارم رو روشن كنم دختر: نميدم تا كونت بسوزه بعد با حرارتش ميتوني سيگارت رو روشن كني
تركه رفته بود خونه خدا هي ميزده به خونه خدا مي گفته آخه خدا چرا مردي؟! تو بايد بازم عمر مي كردي..لره پشت سرش بوده ميگه هوي عمو مگه تركي؟! خدا نميميره خدا شهيد ميشه!!!!!!!
شباهت سینه ی خانم ها با برنامه کودک:
هر دوش ماله بچه هاست امابزرگتر ها استفادشو می برن
نوشته شده توسط احسان ولی پور در
چهارشنبه سی ام شهریور 1384 و ساعت 12:24
لینک
يه نفر رفت استخدام بشه، مأمور پرسيد: اسم؟ گفت: رستم. مأمور پرسيد: اسم پدر؟ گفت: اسفنديار. مأمور پرسيد: اسم مادر؟ گفت: تهمينه. مأمور پرسيد: محل تولد؟ گفت: رشت. مأمور نوشتن رو متوقف كرد و گفت: داشتم ميترسيدم، زودتر ميگفتي
يه تركه ده نفرو حريف بوده ولي زخم و زيلي ميوفته تو بيمارستان ميدوني چرا؟ چون با ۱۱ نفر دعوا كرده بوده
به يك آقاي رشتي كه بچه زياد داشته ميگن اينقدر بچه داري اسماشون يادت ميمونه ميگه آره اسماشون كه يادم ميمونه فقط فاميلي هاشون يه ذره سخته
يارو رشتيه خانوم رو ميگذاره رو كولش و پياده راه ميافته ميره تا بم.اونجا ازش ميپرسن: برادر چيكار ميكني؟ ميگه: والله وسعم نميرسيد كمك نقدي بفرستم، كمك جنسي آوردم
نوشته شده توسط احسان ولی پور در
چهارشنبه سی ام شهریور 1384 و ساعت 12:20
لینک
از يه بسيجي ميپرسند دو دو تا؟ بسيجي يکم فکر ميکنه ميبينه بلد نيست ميخواست ضايع نشه ميگه هر چي خدا بخواهد
چند تا زنِ رشتی داشتن باهم حرف میزدن، يكيشون ميگه: شنيدين تو تهران يك خفاش شب پيدا شده، زنای مردم رو ميدزده ميبره ترتيبشون رو ميده؟ يكی ديگه ميگه: اَووو! هرچی امكاناته مالِ شهرای بزرگه
به غضنفر میگن تو طرفدار کدوم تیمی؟ میگه قربون جدش آ سد میلان
آخرين اخبار از بيماري وبا
انجمن ترك هاي مقيم مركز طي اطلاعيه اي از همشهريان درخواست نمود بمنظور جلوگيري از شيوع بيماري وبا از ديدن فيلم سالاد فصل خودداري نمايند.
بچه قزوينيه به باباش ميگه: بابا ...مامان شبها كجا ميره كه هي بهش ميگي بر گرد؟؟؟
يه روز اصفهانيه موبايل ميخره صفرشو قفل ميکنه
يه روز يه تركه خودش رو send to all ميكنه، ياهو خر تو خر ميشه!!
نوشته شده توسط احسان ولی پور در
چهارشنبه سی ام شهریور 1384 و ساعت 12:17
لینک
ببین دیگه همه اینترنتی شدن
عزیز تا طرفتو ندیدی باهاش چت نکون
نوشته شده توسط احسان ولی پور در
چهارشنبه سی ام شهریور 1384 و ساعت 12:15
لینک
شورای تنظیم خوانواده در رشت روی تابلوهای بزرگی در سطح شهر تبلیغ کرده : مادران 2 پدر کافیست
غضنفر چیزی برای خوردن نداره اونقدر منتظر می مونه تا زیر پاش علف سبز بشه اونو بخوره
به قزوینی می گن نقاشی غم انگیز بکش. یه کون می کشه بدون سوراخ
در تبریز به خاطر میلاد امام علی به هر کی اسمش میلاد بود جایزه دادن
از غضنفر می پرسن می دونی چرا شمشیر حضرت علی 2 شاخه بوده؟ می گه:اره واسه اینکه شبها بزندش تو شارژ
خطبه دوم امام جمعه رشت:موضوعات اتمی موضوعات ناموسی نیستند که سر سری بگیریم
ورودي شهر قزوين : احتياط خروجي شهر قزوين : عرض نکردم
به رشتیه می گن کدوم بچت رو بیشتر دوست داری؟ می گه سومی رو آخه سیدِ
امام جمعه رشت : الحمدوالله جاي بسي خوشحاليست که مردم شهر ما در راستاي خودکفايي در حال حاضر 20% بچه هايشان را خودشان توليد ميکنند
قزوین سمینار بوده از استاندار قزوین میپرسن نظرتون راجع به سمینار چیه؟میگه والا اگه کنگره یا کنفرانس بود بهتر بود
اینم جکهای من اگه شما جک خواستید میتوانید آدرس بدید من هر هفته براتون emilمیفرستم با تشکر احسان
نوشته شده توسط احسان ولی پور در
چهارشنبه سی ام شهریور 1384 و ساعت 12:13
لینک